تبليغاتX
نکته های جالب - گربه و كاسه | طنزهای مديريتی
موفقیت
گربه و كاسه

 عتيقه فروشي در روستايي به منزل رعيتي ساده وارد شد ديد كاسه اي نفيس و قديمي دارد   كه در گوشه اي افتاده و گربه در آن آب ميخورد.
 ديد اگر قيمت كاسه را بپرسد رعيت ملتفت مطلب ميشود و قيمت گراني بر آنمي نهد.
 لذا گفت: عموجان چه گربه قشنگي داري آيا حاضري آن را به من بفروشي؟
 رعيت گفت: چند مي خري؟ گفت: يك درهم. رعيت گربه را گرفت و به دست
عتيقه فروش داد و گفت: خيرش را ببيني.
عتيقه فروش پيش از خروج از خانه با خونسردي گفت: عموجان اين گربه ممكن است در راه تشنه اش شود بهتر است كاسه آب را هم به من بفروشي.
رعيت گفت: به اين وسيله تا به حال پنج گربه فروخته ام.
كاسه فروشي نيست...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط عباس رمدانی  |